دزد پاکدامن

 « دزد پاکدامن »

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.

آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند: چرا اینهمه کالا را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال، عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می‌کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب مال، خللی می یافت، آن وقت من دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

« کشف الاسرار »

Want to say something? Post a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.